سرود زيبايي
شانه هاي تو
همچو صخره هاي سخت و پر غرور
موج گيسوان من در اين نشيب
سينه مي کشد چو ابشار نور
شانه هاي تو
چون حصارهاي قلعه اي عظيم
رقص رشته هاي گيسوان من بر ان
همچو رقص شاخه هاي بيد در کف نسيم
شانه هاي تو
برج هاي اهنين
جلوه ي شگرف خون و زندگي
رنگ ان به رنگ مجمري مسين
در سکوت معبد هوس
خفته ام کنار پيکر تو بي قرار
جاي بوسه هاي من به روي شانه هات
همچو جاي نيش اتشينمار
شانه هاي تو
در خروش افتاب داغ پر شکوه
زير دانه هاي گرم و روشن عرق
برق ميزند چو قله هاي کوه
شانه هاي تو
قبله گاه ديدگان پر نياز من
شانه هاي تو
مهر سنگي نماز من
+ نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ ساعت 20:37 توسط پوپک
|
دوست می دارم که با خویشان خود بیگانه باشم